راهیل

سلام سعی کردم مطالب جالب برای شماانتخاب کنم فقط نظر یادتون نره

چرا احمدی نژاد این گونه و خاتمی آن گونه ؟
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی

چرا احمدی نژاد این گونه و خاتمی آن گونه ؟

 

آیا دقت کرده اید که :

 

چرا ارتباط با غربی ها به هر قیمتی برای آقای خاتمی افتخار محسوب می شود ؟

 

چرا اغلب خانمهای  مخالف حجاب طرفدار خاتمی هستند ؟

 

چرا اغلب اصلاح طلبان و یا بهتر بگیم طرفداران خاتمی و یا از همون دسته آدم ها این را کسر شان می دانند که اسم شهدای با نام و گمنام  و جنگ و دفاع مقدس را بر زبان بیاورند ؟

 

چرا مجلس ششم که یک مجلس اصلاح طلب بود بیشتر وقت خود را به دعواهای سیاسی یا تحصن گذراند و به گفته خودشان کار خاصی برای مردم و مملکت انجام ندادند ؟

 

چرا وقتی خاتمی با هوگو چاوز ارتباط دوستانه داشت کسی حرفی نمی زد ؟ ولی وقتی احمدی نژاد ارتباط دارد همه صدایشان در آمده است ؟

 

چرا خاتمی به بعضی ها دست می داد ولی احمدی نژاد دست نمی داد ؟ !!

 

چرا گفتگوی تمدنهای خاتمی نتوانست جلوی جنگ تمدنها را بگیرد ؟

 

چرا در دوران خاتمی فعالیت های هسته ای ما در حالت تعلیق بود ؟

 

چرا بوش گفته بود اصلاح طلبان در ایران هیچ دوستی بهتر از ما پیدا نمی کنند ؟ و تا می توانست سعی کرد عرصه را بر احمدی نژاد تنگ کند ؟

 

چرا اصلاح طلبان با رهبر مملکت ما مخالف هستند ؟

 

چرا حادثه ضد انقلابی کوی دانشگاه در دوران اصلاح طلبان اتفاق افتاد ؟

 

چرا خاتمی سفرهای استانی نداشت ؟

 

چرا در دوره خاتمی کسی  به فکر صندوق مهر رضا نبود ؟

 

چرا در دوره اصلاح طلبان کسی به فکر اصلاح وضعیت بنزین نبود و سهمیه بندی بنزین اجرا نشد ؟

 

چرا در دوره اصلاح طلبان  کسی به فکر اصلاح وضع اقتصادی ما نبود ؟

 

چرا وقتی احمدی نژاد با پای خودش به شهرهای ما می آید که به ما سر بزند و مشکلات ما رو حل کند بعضی ها بدشان می آید ؟

 

راستی چرا تاحالا احمدی نژاد به سفر تفریحی نرفته است ؟ مگر آدم نیست ؟ مگر خسته نمی شود ؟ مگر یک رئیس جمهور حق تفریح ندارد ؟

 

چرا وقتی در دوره خاتمی قیمت بنزین دو برابر شد کسی حرفی نزد ولی با سهمیه بندی بنزین داد و فریادهای بعضی ها گوش فلک را  کر کرد ؟

 

چرا کسی جرات ندارد بگوید که در زمان خاتمی چیزی ارزان نشد اما در دولت احمدی نژاد چه ارزان شود و چه گران همه دادو بیداد می کنند . میوه گران شود داد می زنند و ارزان هم شود که شد باز هم از ارزانی گلایه می کنند .

 

چرا نمی گویند آفرین ، سیمان ارزان شد ؟ چرا نمی گویند آفرین ، آهن ارزان شد ؟ چرا نمی گویند آفرین فلان برابر دوره های قبلی مسکن ساخته شد ؟

 

 

 

 چرا اغلب ضد انقلابیون طرفدار خاتمی هستند ؟

 

چرا رهبر ما حامی احمدی نژاد است ؟ چرا رهبر ما حامی بسیجیان است و چرا رهبر ما جانباز است ؟

 

چرا قشر بسیجی کشورما عمدتاً طرفدار احمدی نژاد هستند ؟

 

 

 

چرا احمدی نژاد حاضر نیست حداقل کمی به غربی ها باج یا امتیاز بدهد ولی در ازای آن  بتواند یه عکس قشنگ باآنها بگیرد که معلوم شود که آنها از او راضی هستند !!؟

 

 

 

اما چرا در زمان این دولت روستاییان از خدماتی که به آنها شده حرفی نمی زنند ؟ البته آنها که اینترنت ندارند .

 

چرا کسی بازنشستگان را نمی بینند ؟

 

چرا بعضی ها منتظرند که نون و پنیر و نفت بخورند ؟

 

چرا همیشه یک کسی که قصد خدمت دارد را همچون خدمت کار باید تو سری زد ؟ و کسی که قصد شاهی دارد را همچون شاه کاری به کارش نداشت ؟

 

 

 

چرا ما اینقدر قدر نشناسیم ؟

 

و چرا هر وقت یک نفر را از دست می دهیم باید به یادش بیوفتیم ؟

 

چرا ؟؟؟


 
آقا خیلی مخلصیم آآآآآآآآ
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸  کلمات کلیدی: عکس

 
جدیدترین خودروی نیروی انتظامی؟!!!
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸  کلمات کلیدی: عکس


 
اولین سفیر ایران در نیویورک به همراه همسرش
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸  کلمات کلیدی: عکس



میرزا قلی خان، سفیر ایران در نیویورک به همراه همسرش


 
 
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٩  کلمات کلیدی: ادبی

http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/04.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/05.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/06.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/07.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/08.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/09.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/10.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/11.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/12.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/13.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/14.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/15.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/16.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/68/17.jpg

Accept the Pain, Future will be Fruitful
سختی را قبول کنید، آینده پرثمر خواهد بود

Don't feel the work you are doing is pain, because there will be always a
reason for that pain or work.
احساس نکنید کاری که می‌کنید رنج است، زیرا همیشه دلیلی‌ برای آن رنج یا کار هست

So face the pain, for the pain you face, there will be definitely happiness ahead.
پس با دردش روبرو شوید، دردی که با آن مواجه میشوید قطعاً خوشبختی‌ را به دنبال خواهد داشت


 
از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۸  کلمات کلیدی: مذهبی


طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرارمعاش.
می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت
بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی
می‌کرد.

***

از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه
بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.


گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.

***

صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و
دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی
دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه
گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.


***

بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود
آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک
ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.


***

به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف
که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.


تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

***

الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم.
آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!


بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد
می‌کنه نه دروغ!


***

بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف
شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که
سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.


***

همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود
که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق
به خانواده است، قرار است برویم گردش.


اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.

***

به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به
همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»


قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات...

***

مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده
بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم،
برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.


***

گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی
آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان
حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.


***

رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند.
آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه
آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از
همان در اصلی رفت...


***

با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به
یک مسلمان اینطور حرف بزنی.


هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر
مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.


***

اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت:
قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.


نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا


 
تحویل اسکادران قایق پرنده باور 2 به نیروی دریایی سپاه
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۸  کلمات کلیدی: عکس

 

پرواز اسکادران قایق پرنده باور 2 / عکس : وحیدرضا علایی 


 
 
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦  کلمات کلیدی: ادبی

اولین روز دبستان بازگرد

 کودکی ها شاد وخندان بازگرد


 

بازگرد ای خاطرات کودکی

برسوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن ماناترند


 

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند اموز روباه وخروس

روبه مکارو دزد وچاپلوس


روز مهمانی کوکب خانم است

 سفره پر از بوی نان  گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود

 فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن می درید



تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار

بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد

کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

 جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش

یاد آن گچها که بودش روی دوش


ای معلم نام وهم یادت بخیر

یاد درس آب وبابایت بخیر

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشقها را خط بزن


 
اینجا رو رد کنم راحت میشم
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦  کلمات کلیدی: طنز



 
کسی که می خواست خدا را ببیند!
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦  کلمات کلیدی: مذهبی

روزی مرد جوانی نزد شری راما کریشنا رفت و گفت: میخواهم خدا را همین الآن ببینم!!!
کریشنا گفت : قبل از آنکه خدا را ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی.
او آن مرد را به کنار رودخانه گنگ برد و گفت: بسیار خوب حالا برو توی آب.
هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت.
عکسالعمل فوری مرد این بود که برای بدست آوردن هوا مبارزه کند.
وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمیتواند در زیر آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود.

در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس میکشید، کریشنا از او پرسید: وقتی در زیر آب بودی به چه فکر میکردی؟ آیا به پول، زن، بچه یا اسم و مقام و حرفه؟!!

مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر میکردم هوا بود.
کریشنا گفت: درست است.
حالا هر وقت قادر بودی به خدا هم به همان طریق فکر کنی فوری او را خواهی دید


 
ماجرای نامه انیشتین به آیةالله بروجردی
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦  کلمات کلیدی: مذهبی

آلبرت اینشتین در رساله پایانی عمر خود با عنوان دی ارکلرونگ، یعنی بیانیه، که در سال 1954 (1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می دهد و آن را کامل ترین و معقول ترین دین می داند.

این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

به گزارش جهان جهان اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه مجلسی که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می کند که هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می خورد و آن ظرف واژگون می شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می گردند مشاهده می کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می نویسد....

همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی" را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

اینیشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...یاد کرده است.

000/000/3 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه دار یهودی بوده و دست خط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است


 
شیر دادن به بچه در صحن علنی مجلس!
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦  کلمات کلیدی: عکس
http://multi-download.com/photos/bacheh-shir.jpg

 

انگار این خانم خیلی کارشو دوست داره! تا حالا دیدین تو صحن مجلس یه خانم به بچش شیر بده؟


شیر دادن به بچه در صحن علنی مجلس!


شیر دادن به بچه در صحن علنی مجلس!


شیر دادن به بچه در صحن علنی مجلس!


شیر دادن به بچه در صحن علنی مجلس!


شیر دادن به بچه در صحن علنی مجلس!


 
نامه عاشقانه خیلی جالب - لطفا تا آخر بخوانید
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢  کلمات کلیدی: طنز

نامه یک پسر عاشق به دختر مورد علاقه اش، لطفا تا آخرشو بخوانید تا متوجه عشق پسر به دختر مورد علاقه اش شوید.

1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکردم
2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو
3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم
4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و
5- این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید
6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم که
7- شریک زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار کوتاه بود اما
8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و
9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم
10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمیتواند تحمل کند و با این وضع
11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را
12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم
13- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان که
14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش
15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت کننده است اگر
16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم که
17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش
18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که دارای کمترین
19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه
20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که
21- تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .
و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان


 
یک تصویر جالب از پاپ و ملکه الیزابت + عکس
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢  کلمات کلیدی: عکس

یک تصویر جالب از پاپ و ملکه الیزابت


 
پاسخ آیت الله جوادی آملی به یک سئوال دکتر علی شریعتی
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱  کلمات کلیدی: مذهبی


دکتر شریعتی در جایی این سئوال ذهنی خودش رو مطرح کرد:
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری است، ولی در نماز پایان است.شاید این
بدین معناست که پایان نماز آغاز دیداری است.

و اما آیت الله جوادی آملی در یکی از کتاب هایش به این سئوال اینگونه پاسخ داده است:
نماز معراج است که با تکبیرة الاحرام شروع میشود و سلام دعا است که در پایان نماز خوانده میشود و این بدان معنی است که
از معراج پایین آمدن و به جمع زمینیان پیوستن است که انسان سلام میکند